خرید بک لینک
کاش جایِ گوسفندی در مناذبح میکردیم “خود” را بی صداکاش قربانی شود در ما غروراین منیت، این هوس، این ادّعاخالی از حرص و طمع گردیم اگرمیشویم آکنده از عشقِ خداعیدِ قربانِ من آن روزی بوَدکه رها گردم از این نفس و هواعید سعید قربان، جشن رهایی از اسارت نفس بر شما مخاطبین و دوستان بزرگوارم مبارک

برچسب: نویسنده: آرین محمدپور تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 22:33

دردم به که گویم من    چه گلی که ببویم من فریـاد ز دست تو به کجا که بجویم من « به کجا که نجویم من » مانـده ز فـراق تـو مستم به نوای تو هرلحظه بسوزم من در بود و نبودم من « در بود و نبودم من » فریاد از این اوضاع بر باد همـه رویـا داد از غم تنهـایی بی تو چه بگویم من « بی تو چه بگویم من » مستـم ز نـگاه تـو نالـم ز هــوای تــو چون بلبل شیـدایم از تو چه بخـونم من «از تو چه بخونم من »غمگیـن و پریشـانـم دیوانـه چـو مجنـونم از گریه و غم هایم چون کاسه ی خونم من « چون کاسه ی خونم من » خسته شده ام یـا را خواهـی تو رخی بنما در راه وصـال تـو بگـذشته ز جـونم من « بگـذشته ز جـونم من »

برچسب: نویسنده: آرین محمدپور تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 22:33

صفحه بندی